تبلیغات
سوزگلام - شاهکاری از مولانا



Admin Logo
themebox Logo

دانلود آهنگ



تاریخ:سه شنبه 28 دی 1395-06:37 ق.ظ

نویسنده :دنیا

شاهکاری از مولانا


آنکس که بداند و بخواهد که بداند 
خود را به بلندای سعادت برساند.

آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب شرف از گنبد گردون بجهاند .

آنکس که بداند و نداند که بداند 
با کوزه ی آب است ولی تشنه بماند !

آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به مقصد برساند !! 

آنکس که نداند و بخواهد که بداند
جان و تن خود را ز جهالت برهاند !!

آنکس که نداند و نداند که نداند 
در جهل مرکب ابدالدهر بماند !!

آنکس که نداند و نخواهد که بداند
حیف است چنین جانوری زنده بماند!!!


نظرات() 
دوشنبه 24 مهر 1396 04:45 ق.ظ
دوستان ، یاد بگیریم كه جدى باشیم. اگر این شعر از مولانا
است پس چرا ادرس دقیقى از ان نمیدهیم. نكته مهم دیگر
اینكه مطالبى كه خصوصا در ایّام قدیم در فرم شعر و یا نثر
بیان میشد ، حاوى محتوایى عمیق بودند كه متاسفانه ما همه
را پوسته اى میفهمیم و یا وارونه میفهمیم . شعر بالا منسوب
است به ابن یمین . من شخصا این شعر را در اثار او رویت
نكرده ام . البته این شعر در شكلهاى مختلف روایت میشود
كه كار را براى درك منظور شاعر و یا عارف مشكل میكند .
اما چیزى كه من از چهار بیت مشتركى در روایات مختلف
امده است ، برداشت كرده ام اینست كه انسانها در چهار
گروه اصلى در این عالم خاكى زندگى میكنند. گروه اول
كسانى هستند كه هشیارانه واقفند كه هشیارند . تعداد
این افراد انگشت شمار است . اینها كسانى هستند كه
محرم راز گشته اند و در همان لحظه كه در این عالم خاكى
زندگى میكنند دسترسى به عوالم معنوى و روحانى كه
لایه هاى بالاى جهان هستى را تشكیل میدهند ، دارند .
اینها را بزرگان جهان هستى مینامند . دسته دوم كسانى
هستند كه اصطلاحا به انها روحهاى پیشرفته میگویند .
این روحها از زندگیهاى گذشته با خود سرمایه هشیارى
به همراه دارند كه در این زندگى هنوز فعال نشده است.
فعال شدن این هشیارى در این افراد توسط أفراد دسته
اول صورت میگیرد. در این مورد من صحبتى دارم تشریحى
بر روى یك كانال اطلاعاتى تلگرام با نام :
( گوش به فرمان بزرگان جهان هستى )۔
t.me/ purehearing : link
از انجا كه نوشتن شرح بر روى این مطلب وقت زیادى.
میگیرد و از حوصله عزیزان خارج است . شما را دعوت
میكنم به شنیدن مطالب در كانال مزبور با مشخصات بالا .
Can exercise increase your height?
چهارشنبه 11 مرداد 1396 02:38 ب.ظ
Thank you, I have just been searching for information approximately this subject for
a while and yours is the best I've discovered till now.
But, what in regards to the bottom line? Are you certain in regards to the supply?
emileeberg.hatenablog.com
دوشنبه 9 مرداد 1396 10:39 ب.ظ
Everything is very open with a very clear clarification of the issues.

It was definitely informative. Your website is extremely helpful.
Thanks for sharing!
عاطفه
دوشنبه 4 بهمن 1395 07:52 ق.ظ
ممنون خواهری خودمم ازاون شعرخوشم اومدخخخخ میذارم پست جدیدم این ادرسمه دوست داشتی دنبالم کن
پاسخ دنیا : باشه خانمی......
شما تا کره ی ماه هم بری دنبالت میکنم
عاطفه
دوشنبه 4 بهمن 1395 07:24 ق.ظ
پیش از اینها فکر می کردم که خدا
خانه ای دارد کنار ابرها

مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس خشتی از طلا

پایه های برجش از عاج و بلور
بر سر تختی نشسته با غرور

ماه برف کوچمی از تاج او
هر ستاره، پولکی از تاج او

اطلس پیراهن او، آسمان
نقش روی دامن او، کهکشان

رعدو برق شب، طنین خنده اش
سیل و طوقان، نعره توفنده اش

دکمه ی پیراهن او، آفتاب
برق تیغ خنجر او مهتاب

هیچ کس از جای او آگاه نیست
هیچ کس را در حضورش راه نیست

بیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویر بود

آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان، دور از زمین

بود، اما در میان ما نبود
مهربان و ساده و زیبا نبود

در دل او دوست جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت

هر چه می پرسیدم، از خود، از خدا
از زمین، از آسمان، از ابرها

زود می گفتند: این کار خداست
پرس وجو از کار او کاری خداست
پاسخ دنیا :
دست گلت درد نکنه عزیز
عاطفه
دوشنبه 4 بهمن 1395 07:23 ق.ظ
تا که یک شب دست در دست پدر
راه افتادم به قصد یک سفر

در میان راه، در یک روستا
خانه ای دیدم، خوب و آشنا

زود پرسیدم: پدر، اینجا کجاست؟
گفت اینجا خانه ی خوب خداست

گفت: اینجا می شود یک لحظه ماند
گوشه ای خلوت، نماز ساده خواند

با وضویی، دست و رویی تازه کرد
با دل خود، گفتگویی تازه کرد

گفتمش، پس آن خدای خشمگین
خانه اش اینجاست؟ اینجا، در زمین؟

گفت: آری، خانه ای او بی ریاست
فرش هایش از گلیم و بوریاست

مهربان و ساده و بی کینه است
مثل نوری در دل آیینه است

عادت او نیست خشم و دشمنی
نام او نور و نشانش روشنی

خشم نامی از نشانی های اوست
حالتی از مهربانی های اوست

قهر او از آشتی، شیرین تر است
مثل قهر مادر مهربان است

دوستی را دوست، معنی می دهد
قهر هم با دوست معنی می دهد

هیچکس با دشمن خود، قهر نیست
قهر او هم نشان دوستی ست

تازه فهمیدم خدایم، این خداست
این خدای مهربان و آشناست

دوستی، از من به من نزدیکتر


آن خدای پیش از این را باد برد
نام او را هم دلم از یاد برد


آن خدا مثل خواب و خیال بود
چون حبابی، نقش روی آب بود
پاسخ دنیا :
خیلی قشنگ بود عزیزم
عاطفه
دوشنبه 4 بهمن 1395 07:23 ق.ظ
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد

خداوند نام و خداوند جای
خداوند روزی ده رهنمای

خداوند کیوان و گردان سپهر
فروزنده ماه و ناهید و مهر

ز نام و نشان و گمان برترست
نگارندهٔ بر شده پیکرست

به بینندگان آفریننده را
نبینی مرنجان دو بیننده را

نیابد بدو نیز اندیشه راه
که او برتر از نام و از جایگاه

سخن هر چه زین گوهران بگذرد
نیابد بدو راه جان و خرد

خرد گر سخن برگزیند همی
همان را گزیند که بیند همی

ستودن نداند کس او را چو هست
میان بندگی را ببایدت بست

خرد را و جان را همی سنجد اوی
در اندیشهٔ سخته کی گنجد اوی

بدین آلت رای و جان و زبان
ستود آفریننده را کی توان

به هستیش باید که خستو شوی
ز گفتار بی‌کار یکسو شوی

پرستنده باشی و جوینده راه
به ژرفی به فرمانش کردن نگاه

توانا بود هر که دانا بود
ز دانش دل پیر برنا بود

از این پرده برتر سخن‌گاه نیست
ز هستی مر اندیشه را راه نیست
پاسخ دنیا : ممنون عزیزم
عاطفه
دوشنبه 4 بهمن 1395 07:23 ق.ظ

دلم را سپردم به بنگاه دنیا
هی آگهی دادم اینجا و آنجا
و هر روز
برای دلم
مشتری آمد و رفت
و هی این و آن
سرسری آمد و رفت

ولی هیچ کس واقعا
اتاق دلم را تماشا نکرد
دلم قفل بود
کسی قلب مرا وا نکرد

یکی گفت:
چرا این اتاق
پر از دود و آه است
یکی گفت:
چه دیوارهایش سیاه است
یکی گفت:
چرا نور اینجا کم است
و آن دیگری گفت:
و انگار هر آجرش
فقط از غم و غصه و ماتم است

و رفتند و بعدش
دلم ماند بی مشتری
ومن تازه آن وقت گفتم:
خدایا تو قلب مرا می خری؟

و فردای آن روز
خدا آمد و توی قلبم نشست
و در را به روی همه
پشت خود بست

و من روی آن در نوشتم:
ببخشید، دیگر
برای شما جا نداریم
از این پس به جز او
کسی را نداریم
پاسخ دنیا :
خیلی قشنگ بود
با اجازه ت همینو پست میذارم
عاطفه
دوشنبه 4 بهمن 1395 07:22 ق.ظ
سلام صبح بخیر...شعرجدیدنذاشتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟من همش منتظرشعرهای خوبتونم
من میخوام چندتاشوبفرستم امیدوارم خوشت بیاد
پاسخ دنیا : سلام عزیزم سر فرصت انشاءالله......
شعرهای تو هم قشنگن......
خط خطے هاے یـہ فسقلے
یکشنبه 3 بهمن 1395 09:35 ب.ظ
سلاااااام عشقم
اره درس داشتم فردام 2تا امتحان دارم اما خوندم الانم اومدم
پاسخ دنیا : سلااااااااااااام خوشگل خانم.
خیلی خوش اومدی عزیزم.
موفق باشی گلم.
کودک درون من، اکتیو تشریف داره
یکشنبه 3 بهمن 1395 05:52 ب.ظ
سلام گلم
ببخشید که دیروز منتظرت گذاشتم
خودت که میدونی به قول متاهل ها اعتمادی نیست
امروز هم رفته بودیم خونه خواهر شوهر
چهارشنبه عروسیه
پاسخ دنیا : به قول متاهل ها اعتمادی نیست یا شمااااااااا
همیشه خوش باشی عزیزم.
کودک درون من، اکتیو تشریف داره
شنبه 2 بهمن 1395 04:50 ب.ظ
ای وای من قول داده بودم امروز بیام ها

سلام دنیای من
بدقولی نکردما
پاسخ دنیا : آمدی جانم ب قربانت ولی حالا چرا؟؟
کودک درون من، اکتیو تشریف داره
جمعه 1 بهمن 1395 03:15 ب.ظ
باشه عزیز
شما ور دل شوهرجان خوش بگذرون فردارو هستم
پاسخ دنیا : منتظرتم
کودک درون من، اکتیو تشریف داره
جمعه 1 بهمن 1395 12:48 ب.ظ
وای خوش بحالت من چند هفته هم قرمه سبزی بخورم باز سیر نمیشم

چرا فردا بیام نت؟؟؟؟ خبریه؟
پاسخ دنیا : آره ....بیا میخوام بهت قرمه سبزی بدم
کودک درون من، اکتیو تشریف داره
جمعه 1 بهمن 1395 12:22 ب.ظ
قرمه سبزی خودش تزیین سفره ست
وای من عاشق قرمه سبزی ام

سلام دنیای من خوبی؟
پاسخ دنیا : سلاااااااااااام عزیزم
امروز هم قرمه سبزی داریم
دیروز اونقدر قرمه سبزی درست کردم ک فکر کنم تا یه هفته قرمه سبزی داریم
زهرا راد
جمعه 1 بهمن 1395 10:36 ق.ظ
عزیزم این شعر منتسب به ابن یمینه.
واقعا شعر بی نظیریه من عاشقشم
پاسخ دنیا : نام شاعر تصویب شد قبل از حضور شما
منم خیلی دوستش دارم
هستی
جمعه 1 بهمن 1395 12:17 ق.ظ
حرفها سه دسته اند :
دسته اول : گفتنی ها
دسته دوم : نوشتنی ها
و دسته سوم : قورت دادنی ها
دو تای اول سبکت می کنند ، سومی سنگینت …
پاسخ دنیا :
سلام عزیزجان.....ته دست درد نکانه خاخر جان
کودک درون من، اکتیو تشریف داره
پنجشنبه 30 دی 1395 12:52 ب.ظ
سلام ظهر بخیر
آبجی شما نهر درست کن تزیینش با من
نهار چی داریم
پاسخ دنیا : سلام عصر بخیر.
ناهار قرمه سبزی داشتیم
موندم حالا چطور میخوای تزئینش کنی
مرادعیسوند
چهارشنبه 29 دی 1395 06:24 ب.ظ
سلام کیجا مازنی حال شما .خوب هستین چه خبرا
پاسخ دنیا : سلام بر داداش خوب بختیاری.
ممنون از احوالپرسیت.
خیلی خوش اومدی
کودک درون من، اکتیو تشریف داره
چهارشنبه 29 دی 1395 05:36 ب.ظ
سلام دنیای من خوبی؟؟؟
شاهکار مولانا رو چند وقت پیش تو وب بایکوت دل خونده بودم عالیه
پاسخ دنیا : سلام عزیزم....
خوبی
خوشی ؟؟؟
این شعر و چند سال پیش شنیده بودم و خیلی هم دوستش دارم.
یاس
چهارشنبه 29 دی 1395 12:05 ب.ظ
سلام عزیزم.
بله واقعا کاراتون عالی عالی هستند و زیبا.
اون اون کار آخرتون نوشتید با کمک آبجی درستش کردین خیلی خوشگل.
اون آهنگ برا استاد جلال جلال الدین محمدیان هستش به اسم شیرین شیرین البته اگه اشتباه نکنم.
پاسخ دنیا : سلام خوشگل خانم.
ممنون از لطفت....
کاش میشد یکی هم برا شما ببافم
آهنگ قشنگیه ....من ک خیلی خوشم اومده ازش.
ღدوستانهღ
چهارشنبه 29 دی 1395 11:04 ق.ظ
سلام خواهر عزیز
شعر قشنگی بود از مولانا
دست گلتون درد نکنه
ببخشید کم سر میزنم واقعا سرم شلوغه
پاسخ دنیا : سلام عزیزم....
مشتاق دیدار.
درک میکنم ک سرتون شلوغه
اما خب ما هم دل داریم ک برا دوستان تنگ میشه
هستی
سه شنبه 28 دی 1395 07:01 ب.ظ
سلام مازنی کیجا خوشحال شدم یه هم ولایتی اومده وبم بچه کجای مازندرانی خواهری ؟
پاسخ دنیا : سلام عزیزم....
منم خوشحال شدم یه مازنی عزیز اومده وبلاگم باعث افتخارن مازنیهای گرامی
اومدم وبت توضیح دادم.
یاس
سه شنبه 28 دی 1395 06:33 ب.ظ
آبجی فاطمه جون آهنگ کردی گذاشته ؟
پاسخ دنیا : آره عزیزم.....
یه آهنگ قشنگ و ملایم کردی ک اسم کرمانشا رو هم میاره تو آهنگ ....با اینکه نمیفهمم اما خیلی قشنگه.....شیرین شیرین کلمه ایه ک تکرار میشه تو آهنگ شاید بدونی چه آهنگیه.
یاس
سه شنبه 28 دی 1395 06:00 ب.ظ
سلام آبجی عصرتون بخیر.
هنر دستتون رو دیدم.
مثل همیشه عالی...
پاسخ دنیا : سلاااااااااام عزیزم.....
جدددددددی میگی؟؟
قشنگه کارای آخری که گذاشتم؟؟
بهانه ای برای دیدنت
سه شنبه 28 دی 1395 04:43 ب.ظ
بیت آخر از ارسطو نیست احیانا؟
پاسخ دنیا : نه به گمونم از سقراط باشه
معلم
سه شنبه 28 دی 1395 12:29 ب.ظ
همگی لطف دارند...
پاسخ دنیا : خواهش میکنم
این از طرف همگی بود
یاس
سه شنبه 28 دی 1395 11:52 ق.ظ
عزیزم....
خب حتما از عزت نفسشون والا آقای معلمی که من می شناسم استاد همه هستن.
پاسخ دنیا : به عزت نفسشون ک شکی نیست.....
اما این معما رو نتونستن حل کنن
یاس
سه شنبه 28 دی 1395 11:43 ق.ظ
خوبم آبجی جون.
خداروشکر که معما حل شد.
پاسخ دنیا : دو تا معلم نتونستن از پس اسم یه شاعر بر بیان
یاس
سه شنبه 28 دی 1395 11:21 ق.ظ
سلام آبجیم روزتون بخیر و شادی.
این شعر از مولاناست اما این یمین هم شبیه این رو گفته که براتون می نویسم شاید مورد توجهتون قرار گرفت.

آن کس که بداند و بداند که بداند
اسب شرف از گنبد گردون بجهاند

و آن کس که نداند و بداند که نداند
هم خویشتن از ننگ جهالت برهاند

و آن کس که بداند و نداند که بداند
بیدار کنیدش که بسی خفته نماند

و آن کس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند...
پاسخ دنیا : سلام عزیزم.....
بالاخره معما حل شد
دست گلت درد نکنه ابجی خانم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.



نمایش نظرات 1 تا 30